تبليغاتX
اندیشه و طنز آهنگ سینما+کمیک استریپ

اندیشه و طنز آهنگ سینما+کمیک استریپ

اندیشه و طنز آهنگ سینما کمیک استریپ

سلام باعرض تبریک سال نو

این وبلاگ تا تابستان۸۸ آپ نمیشود

هرهرهرهرهرهرهر

مگه تا حالا آپ شده

جواب:قول میدم به بهترین وبلاگ در مورد موسیقی+طنز + ترانه

تبدیلش کنم

تا های بعد بای 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 0:33  توسط نویج   | 

حمید دست قیچی

 

 هميشه مي‌پرسيديد اين مدل‌هاي تازه مو از كجا مي‌آيند؟ فكر مي‌كرديد ستاره‌ها پيش كدام آرايشگر هنرمندي موهايشان را ديزاين مي‌كنند؟ حالا با او آشنا مي‌شويد: حميد جاويد، نسخه ايراني ادوارد دست قيچي
ستاره ها هميشه

 جايش را پيدا مي‌كنند. جايي كه بشود قيافه‌اي متفاوت و به روز پيدا كرد. اگر در تمام دنيا آرايشگران مشهوري هستند كه بهترين چهره ها و موها را خلق مي‌كنند اينجا در ايران يك مجموعه فوق العاده كار زيبا سازي بازيگران را انجام مي‌دهد.اينجا مكاني عجيب و غريب نيست بلكه مكاني است در خيابان يخچال تهران كه از لحظه ورود تا خروج ، همه امكاناتي كه لازم است تا چهره تان يك تغيير ويژه را تجربه كند را درخود دارد ؛ از بهترين برندهاي عطر گرفته تا كرم هاي پوست ، ماساژ تخصصي و سولاريوم.حميد جاويد همراه بارضا گلزار در موسسه زيبايي شان، به دنبال رواج مدهايي هستند كه معتقدند متناسب با فرهنگ ايراني است و خلائي را كه در اين بخش براي جوانان وجود دارد، پر مي‌كند. در يكي از اتاق هاي اين مجموعه زيبا، مردي نشسته كه با كمك تيغي كه در دست دارد، جديدترين مدل‌هاي مو را در كشور رواج مي دهد؛ مردي كه نامش حميد جاويد است. او به خاطر هنر ويژه‌اش دوستان مشهوري دارد ؛ سوپر استارهايي چون شهاب حسيني، پوريا پورسرخ، حميد گودرزي، علي سامره، علي كريمي و ... كه سعي مي كنند چند وقت به چند وقت حتما سري به او بزنند؛ به مردي كه بيش از آرايشگر بودن انگار يك جامعه‌شناس است. او استدلال هاي جالبي دارد و شيوه‌هايي متفاوت از همه آرايشگراني كه تا به حال ديده ايد را براي آرايش موها به كار مي‌برد . او مي‌تواند ساعت‌ها براي شما از تجارب‌اش در مورد ستاره‌ها بگويد؛ از سلايق متفاوتشان و از خصوصياتشان.

قصه از كجا شروع شد؟

خيلي دوست دارم بدانم كه كارت را از كجا شروع كردي؟از اول كه خودم را شناختم ديدم عاشق اين كارم. براي همين بود كه از بين درس خواندن و فوتبال و آرايشگري ، اين كار را انتخاب كردم چون واقعا حس اين كار در وجودم خيلي قوي بود. كاش همه هم مثل من فكر كنند و بروند دنبال كاري كه دوستش دارند. خب اين علاقه درست. ولي حتما آرايشگري را از يك جايي ياد گرفته‌اي!

آره خب . من هم مثل همه از شاگردي در يك آرايشگاه كارم را شروع كردم و شيوه قيچي در دست گرفتن را بلد شدم ولي هميشه در ذهنم روياهاي بزرگي داشتم. من شاگردي كردم چون اين كار تنها راه ورودم بود. بعد با تفكر خودم سعي كردم مسير زندگي ام را تعريف كنم.مي داني كارت شبيه آن كساني بوده كه براي اولين بار ذرت مكزيكي فروختند. تو هم يك جريان راه انداختي و آرايش سنتي ايران را متحول كردي...

اين چيزي بود كه من اصرار داشتم اتفاق بيفتد. حتي پاي اشتباه كارم هم ايستادم. من قبول كردم كه اگر اشتباه كنم، آن را بگويم ، شايد هم آن را جار نزنم ولي اشتباه هايم را مي پذيرم. من سعي كردم هميشه جريان به راه بيندازم و حالا كه به اين جايگاه رسيدم ، فكر مي‌كنم زمان آن رسيده كه دوستاني كه پيش من مي آيند، به من اعتماد كنند. دوست هنرمند يا ورزشكاري كه كار مرا انتخاب كرده بايد به من اعتماد كند و بگذارد كه كارم را آن طور كه مي‌خواهم انجام بدهم. وقتي بيايد و مدام حرف خودش را بزند و اگر من هم با اين فرد رودربايستي داشته باشم ، او قطعا ضرر كرده است؛ هم ضرر مالي و هم زماني. اگر به سمت حرفه اي گري پيش برويم فكر مي كنم يك اتفاق خيلي خوب مي افتد.براي اينكه مدهاي غربي را در ايران پياده كنيم، حتما بايد كمي اين مدها به هنجارهاي اجتماع ما نزديك شوند. براي اين تغيير چقدر زمان مي‌گذاري؟

من روبرتو كاوالي را مثال مي‌زنم كه ديزاينري بسيار عالي است و هر كاري كه از او مي بينيم مي پسنديم . فكر مي كنم در ايران هم ما بايد به سمتي برويم كه از متخصصين حرف خواني داشته باشيم. گروه‌هاي پيرو بايد اين اعتماد را به آنهايي كه جريان سازي مي‌كنند داشته باشند. اين ايرانيزه كردن وقت زيادي از من نمي گيرد. من آن مدهاي قشنگ را مي بينم اما بر سر عقايد خودم هم مي مانم. سعي مي كنم كه الگو ها را به آنچه در ايران پذيرفتني است نزديك مي‌كنم. بايد سوژه هدفي را كه انتخاب مي كنم سوژه اي مناسب باشد كه بتواند جريان سازي كنند. وقتي يك مدل از طبقه اجتماعي بالاي جامعه باشد، يك الگو مثل رضا گلزار يا يك ورزشكار سرشناس ، اين بهترين شيوه است براي جا انداختن يك مدل ايراني شده.دوست دارم بدانم آن موقع كه حميد به آرايشگري علاقه مند شده ، رويايش چه كاري بوده؟فكر مي‌كنم پيشرفت حميد بالاتر از سطح روياي كودكي‌اش بوده.

من فكر مي كنم اين يك روش ساده براي رسيدن به آرزوهاي بزرگ است. من مي گويم هميشه دانه دانه آرزو كنيم كه آرزوهاي‌مان را فراموش نكنيم. حالا ديگر من موظف به كارم هستم و بايد انجامش دهم. حتي مسائل مالي هم برايم مهم شده. الان اگر كليتش را بخواهيد بايد بگويم از دوران بچگي نمي خواستم دست نيافتني باشم . اول شايد مي خواستم بهترين آرايشگر محل باشم و بعد مدام پيشرفت كردم تا اينجا وفكر مي كنم هنوز هم به هزار دليل بايد پيش بروم.تو از آن دسته طراحاني هستي كه مي گويند كسي كه بنز سوار مي شود بايد چهره اش با آني كه پرايد سوار مي شود، فرق داشته باشد؟

بله ، افراد معمولي سعي مي كنند از كسي ايده بگيرند كه در يك ماشين مدل بالا نشسته. با خودشان مي گويند لباس هايش را چقدر مرتب ست كرده بود يا چقدر موهاي قشنگي داشت. اين يك قدم آدم را جلو مي برد. كسي كه مي خواهد در اجتماع زندگي كند، قرار نيست هميشه در شرايط يكساني باشد؛ مثلا وقتي فصل عوض مي شود، بلافاصله تصميم نمي‌گيري كه لباس هايت را عوض كني. روزهاي اول كه پاييز مي شود ، در خيابان به مردم نگاه مي كني تا ببيني چه كساني كاپشن به تن كرده اند. اگر كسي بد لباس پوشيده باشد خنده‌ات مي گيرد اما وقتي كساني را مي بيني كه مرتب هستند ، خوشت مي آيد و لذت مي‌بري و دلت مي خواهد از او تقليد كني. اين افراد سرآمد هستند كه روي طيف عامه مردم اثر مي گذارند. خب پس يعني كسي كه بنز سوار مي شود، بايد موهاي سيخ سيخي داشته باشد؟

اتفاقا اصلا اين طور نيست. مهمترين معيار در آرايش وشكل پوشش هر فرد ، جايگاه اجتماعي او است. مثلا همين حالا كه با شما گپ مي‌زنيم ، مشتري من يك بيزينس‌من جوان است. او به خاطر روابطي كه دارد ، نمي تواند تيپي خارج از عرف داشته باشد و بايد شكل ظاهري اش معمولي باشد پس من او را با توجه به اين شرايط آرايش مي كنم. نمي توان آرايش او را مثل يك پسر 20 ساله مرتب كرد.وقتي يك مشتري جديد به اينجا مي آيد، اولين چيزي كه براي تغيير درچهره اش به ذهنت مي رسد چه چيزي است؟

اولين نكته را كه نمي شود اين طور راحت گفت، مگر اينكه چهره او اشكال فاحشي داشته باشد. بقيه تغييرات بستگي به اين دارد كه من با او هم كلام شوم و بدانم چه كاره است، با چه گروهي نشست و برخاست دارد و از چه طبقه اجتماعي به اين جا آمده و... اين نكات خيلي مهم است. من نمي توانم فقط به صرف اينكه يك نفر چهره زيبايي دارد، مدل مو‌هايش را به فرم خاصي در بياورم. همه چيز كه فرم صورت نيست. من بايد مدل مو را بر اساس لباس‌هايي كه اين فرد به تن دارد و شرايط اجتماعي او همخوان كنم ونمي توانم مدلي را كه هماهنگ با شرايط اجتماعي اش نيست به او تحميل كنم. من با اين كار نه تنها كمكي به مشتري نكردم كه باعث شدم تا همه دستش بياندازند و به او بخندند. عمه ، خاله دايي يا دوستان اين آدم دستش مي اندازند ولي همان مدل مو براي يك نفر ديگر خيلي هم خوب جواب مي دهد و همه هم از موهايش تعريف مي كنند.

موهاي گلزاري از كجا آمد؟

تو با تجربه سال ها كار حتما اين شناخت را داري كه يك نفر را چطور مي شود بهتر كرد. مثلا كوتاه كردن موهاي رضا گلزار كه خيلي هم خوب جواب داد!خب حتما همين طور است. ولي براي همان موهاي رضا هم ما پروسه خيلي طولاني مدتي را طي كرديم. سه چهار ماه مكث داشتيم. مدام به او مي گفتم رضا صبر كن ، صبر كن ، صبركن... تازه مورد رضا خاص هم بود. جامعه نياز به يك تغيير مد داشت.

خيلي ها منتظر اين اتفاق بودند. مقوله ديزاين موي ايران به اين اتفاق نياز داشت و رضا به عنوان شخصي پيشرو بايد اين كار را انجام مي داد. بالاخره اين اتفاق هم افتاد و جوابي كه ما گرفتيم خيلي هم خوب بود. ما با اين كار يك مد جديد را در جامعه رواج داديم. كاري كه انديشه‌اي پشت آن بود و فكر مي‌كنم با حضور موفق گلزار در شب شيشه اي خيلي خوب ميان مردم جا افتاد. رضا در مصاحبه خيلي خوب و طبيعي رفتار كرد و باعث شد تا مردم خيلي راحت ظاهر جديد رضا را بپذيرند و آن را بپسندند. شايد اگر اين مدل براي اولين بار در يك فيلم تست مي شد ، اين قدر خوب جا نمي افتاد.يعني تا قبل از برنامه شب شيشه اي ترجيح مي‌دادي كه مدل موهاي بلند را توصيه كني؟

نه! قبلا هم پيش آمده بود كه ما فكر كنيم روي مدل هاي ديگر كار كنيم ولي جامعه ديگر از مدل موهاي بلند اشباع شده بود. حالا زمان تغيير رسيده بود و اتفاقا اين اتفاق هم با تصميم ما ، به موقع افتاد و طرح ما خوب جواب داد.

عكس علي را خراب كردند

 مدل موهاي علي كريمي را من درست كرده بودم. فكر مي كنم كار خوبي هم از آب در آمد. با اين وجود مثلا بيلبوردهاي تبليغاتي علي براي آن شركت لوازم خانگي خيلي بد شد. البته آنجا مشكل از ما نبود و شركت تبليغاتي طرف قرارداد با علي نتوانسته بود طرح ها را خوب اجرا كند.هم زاويه عكس ها خيلي بد بود ، هم روح تبليغ خيلي بد از آب در آمده بود.فكر مي كنم تجربه خيلي بدي شد. البته علي خيلي زود به اين مسئله پي برد و با تصميمي به موقع شركت مورد نظر را مجبور كرد كه آن تابلو ها را جمع كنند. من به خاطر اين تيزهوشي به علي تبريك گفتم. فكر مي كنم زاويه عكس هايي كه در آن كار از علي گرفته بودند اصلا خوب نبود اما مدل موهاي او خيلي به فرم صورتش مي آيد. خوشحالم كه علي به كار من اعتماد مي كند.

علي كريمي:آلمان هم بودم، مي‌آمدم پيش حميد

چند سالي هست كه براي آرايش موهايم پيش حميد مي آيم. اين پيشنهاد حميد بود كه موهايم را بلند كنم و الان مدت هاست كه به اين مدل مو عادت كرده ام . ويژگي بزرگ حميد در كارش ، اين است كه خيلي براي كاري كه انجام مي دهد ، وقت مي گذارد و انرژي مصرف مي كند. فكر مي كنم رمز موفقيتش هم به همين دليل است. شايد بار اولي كه موهايم را به اوسپرده بودم كمي دلهره داشتم اما حالا با اطمينان و خيال راحت موهايم را به او مي سپارم. حتي وقتي كه آلمان بودم هم بيشتر مواقع براي آرايش موهايم به حميد سر مي زدم.

گلزار هميشه همينطور بود

 من و رضا گلزار بچه محل بوديم. حتي قبل از شروع به كار با آريان هم هميشه من موهاي رضا را درست مي‌كردم. جالب است كه رضا پيش از اينكه يك سوپراستار شود هم همين اهميت را به چهره اش مي داد و هميشه سعي مي كرد پرستيژش را حفظ كند. به نظر من رضا در اين سال ها هيچ تغييري نكرده و از همان موقع كه او يك نوجوان بود و من سر كوچه آنها آرايشگاه داشتم تا به حال تغييري نكرده. آن موقع هم دقيقا همين طور بود. هميشه من بودم كه دغدغه داشتم كه رضا اين كار را بكن يا آن كار را نكن. البته ما هميشه با هم تفاهم داشتيم و او به من اعتماد مي كرد. رضا با همه شرايط سختي كه دارد، هميشه به چهره اش اهميت مي داد ولي هيچ وقت وقتي زير دست من مي نشست ، غر نمي‌زد؛ به عكس بعضي از دوستان كه پيش من مي‌آيند. من فقط يك گناه بين دوستانم دارم، آن هم كمبود وقت است. اگر كسي از من دلخور باشد نمي گويد كه حميد موهايم را خراب كرد ، مي گويد حميد كلاس مي گذارد يا وقت به ما نمي دهد. پس اگر پيش من مي‌آيند، بايد به من اعتماد كنند.

براي پسربچه‌ها دلم مي‌سوزد

 آيا تا به حال كاري انجام شده كه كسي از آن ايراد بگيرد؟ مثلا بگويند كه فلان مد آسيب هاي اجتماعي را به همراه داشته است.جامعه نياز به مد دارد و ما سعي مي كنيم كه وظيفه مان را انجام بدهيم و فكر مي‌كنم كه نهاد هاي ذيصلاح هم بايد كار‌شان را انجام دهند. وقتي ما يك مدي را با مدل موهاي علي سامره، كريمي ، گلزار، پورسرخ و حميد گودرزي در جامعه رايج مي كنيم ، كسي نيست كه بيايد و كار ما را بررسي كرده و ضعف يا قوتش را براي ما آناليز كند. الان يك پسر 11 ساله مدل موي گلزار 30 ساله را مي زند. به صورت اين بچه هم چنين آرايشي نمي آيد چون او اصلا نمي تواند كه اين مدل آرايش را روي مو هايش داشته باشد يا به موهايش برسد. بعد همه از كارش ايراد مي گيرند. در مدرسه هم ناظم مدرسه مي‌گويد موهايش را با 4 بزند.

اين معضل كه خيلي از پسرها به وضعيت موهاي‌شان نمي‌رسند و قيافه‌شان به هم ريخته است ، باعث مي شود كه همه مجبور شوند تا موهاي شان را بزنند. درحالي كه پسرها بايد موهاي شان را بلند كنند. مثلا گوش‌هاي بچه‌ها در يك رنج سني خيلي رشد مي‌كند. اگر اين بچه ها مو داشته باشند ، كمك بسياري به زيبايي ظاهرشان مي كند اما وقتي اين خلاء وجود دارد ، خشك و تر با هم مي سوزند. همه ما هم اين مشكل را داريم كه كله بچه ها بايد كچل باشد. ولي چون فرهنگ سازي نكرده‌ايم كاريش نمي‌شود كرد.يعني تو معتقدي كه بايد مدل هاي خاص مو براي اين رنج سني داشته باشيم؟

قطعا. الان در اروپا اين شرايط وجود دارد. هر گروه سني ، مدل هاي موي خاص خودش را دارد. يك پسر اگر موي ساده خودش را داشته باشد، خيلي زيباتر است تا اينكه يك پسر 10‌ساله با مدل موهاي سيخ سيخي چون معصوميت صورتش را از بين مي‌برد . براي اين اتفاق بايد تاسف خورد. بايد نشست و گريه كرد . چون با اين كار ما يك دوره سني يك نوجوان يا كودك را مي‌كشيم. مثلا هميشه وقتي موهاي مش شده يك دختر بچه را مي بينم ، واقعا متاثر مي شوم. مي داني چقدر اين كار گناه دارد.چه كسي بايد جواب اين ها را بدهد.تو هيچ وقت حاضري موهاي يك نوجوان را آرايش كني؟ يا يك مدل براي اين سن به وجود بياوري؟

مشتري‌هاي من از طيف مرفه تر جامعه هستند. من در صورتي مي آيم براي 12 ساله‌ها كار مي كنم كه از آنجا هم در ازاي وقتي كه مي گذارم ، ذينفع باشم. مي روم كار مي كنم؛ كاري كه بتواند اثرگذاري داشته باشد. اگر اين كار را بخواهند ، من حاضرم پيش قدم بشوم و مد سازي براي اين رنج سني هم داشته باشم.

علي سامره جديد را حتما ببينيد

 از اولين كارهاي من ، مدل موهاي علي سامره بود در زماني كه از ايتاليا برگشت. آن مدل خيلي خوب جواب داد. عكس هاي جديدي هم به زودي از او مي بينيد كه براي كارهاي تبليغاتي اش گرفته و ديزاين‌اش را ما انجام داديم. من سري قبل و بر اي بيلبوردهايي كه از علي زده بودند، به زاويه عكاسي از صورتش اعتراض داشتم اما در سري جديد ، عكس‌ها خيلي خوب هستند. با انتشار اين عكس ها كه براي پروژه تجاري جديد علي گرفته شده ، فكر مي كنم حسابي سر و صدا مي كند.

غير از اين، يك دوره‌اي من موهاي پوريا پورسرخ را آرايش كردم يا موهاي حميد گودرزي هم كار من بود. از كارهاي ديگري كه انجام دادم كار روي موهاي دانيال عبادي و تعدادي از بچه‌هاي خواننده مثل مهدي مقدم بود .

علي سامره: من كاملا معمولي‌ام

حميد قبل از هر چيز براي من يك دوست خوب است و البته يك متخصص در كارش. هميشه وقتي كارش تمام مي شود بيش از بار قبل به كارش ايمان مي آورم. مدت هاست كه من خارج از ايران زندگي مي كنم اما هر وقت كه به ايران مي آيم براي تنظيم موهايم ، سري به حميد مي زنم. اولين باري كه با حميد آشنا شدم اگر اشتباه نكنم سال 2002 بود كه من تازه از ايتاليا برگشته بودم ، آن موقع موهايم را حميد آرايش كرد و خيلي هم خوب در‌آمد . البته موهاي من مدل خيلي ساده اي دارند و حميد خيلي اصرار دارد كه نيازي نيست براي توي چشم بودن ،غير معمول باشي . اين مدلي است كه خودم هم خيلي مي پسندمش.

داريم كار را گسترش مي‌دهيم

 من و رضا به اين نتيجه رسيديم كه مي توانيم راهي براي درآمدزايي بيشتر داشته باشيم. براي همين تصميم گرفتيم تا اين مجموعه را راه اندازي كنيم. بعد هم در اين بين دوست ديگرمان ، علي فرقان هم به كمك ما آمد و مديريت اجرايي مجموعه را به عهده گرفت . شرايط خوب اين مجموعه از ديزاين تا اداره كار را او به وجود آورده است. ما فكر مي‌كنيم كه در اين مجموعه هر سه مكمل همديگر هستيم و فارغ از مسائل درآمدزايي، يك جريان فكري به راه انداخته ايم و انرژي براي كارمان گذاشته ايم. ما نياز به راهي جديد داشتيم و براي همين ، اين مجموعه را راه اندازي كرديم. البته طرح بعدي ما زنجيره اي كردن مجموعه مان است كه فكر مي كنم با اجرايي شدنش ، گام بلندي را براي گسترش ايده هاي‌مان برداشته ايم.

شيث از من رنجيد ، منصوريان عالي است!

هميشه خيلي دوست داشتم كه روي كريم باقري كار كنم. هميشه فكر مي كردم كه بايد چهره او عوض شود. يكي ديگر از اين دوستان شيث رضايي بود كه چند جلسه‌اي با هم كار كرديم و خدارا شكر جواب هم داد. البته شيث در اين مدت كه ما جابه جايي داشتيم چند بار تماس گرفت كه نشد در خدمتش باشم وشايد هم كمي از من دلخور شده و فكر كنم كه پيش دوست ديگري مي رود. ولي شيث با مدل موهاي كوتاه خيلي خوب شده است. يكسري از دوستان ورزشكار ما از تراشيدن موهاي شان مي ترسند ولي خيلي به آنها مي آيد. همين علي منصوريان فكر مي‌كنم كه مدل موهايش خيلي عالي است و خيلي خوب مي دانسته كه چه مدلي را بايد انتخاب كند.

دانيال عبادي استرس داشت!

چهره‌ها بيشتر مواقع مثبت برخورد مي كنند اما بعضي وقت ها پيش مي آيد كه بعضي‌ها كمي استرس دارند. يكي از آخرين بچه هايي كه روي اين صندلي مدام استرس داشت و مي گفت :« واي حميد اين كار را نكنيم ، خراب مي شود!» دانيال عبادي بود. با اين وجود من كار خودم را انجام دادم و خوشبختانه فكر مي كنم ديزاين جديد او خيلي هم خوب در آمد. بعد از اين كار حتي رضا گلزار هم از چهره جديد دانيال تعريف كرد يا خيلي ديگر از دوستان به من تبريك گفتند.

تابلوها را راهنمايي مي‌كنم

خيلي وقت ها در خيابان با مردمي روبرو مي شوم كه فكر مي كنم مدل موهاي شان مي تواند خيلي بهتر و ويژه تر از چيزي باشد كه درستش كرده اند. مثلا زياد پيش آمده جوان هايي را ديده ام كه موهاي شان را خيلي اغراق آميز درست كرده اند. به سمت شان رفته‌ام ، خودم را معرفي كرده‌ام و پيشنهاد داده‌ام كه پيش ما بيايند يا به آنها توصيه مي‌كنم كه اگر فلان كار را انجام بدهند ، چهره‌شان خيلي بهتر خواهد شد. گاهي مردم از اين كارم تعجب مي كنند اما چه كنم، دست خودم نيست! وقتي در شرايطش قرار مي گيرم ، نمي‌توانم كه حرفم را نزنم. البته طوري نمي گويم كه آن فرد ناراحت شود والبته خيلي وقت ها هم از طرح هايم استقبال زيادي مي شود. اين جور مواقع حس خيلي خوبي را پيدا مي‌كنم. چون بنده خدا نمي‌دانسته كه چه كار دارد مي كند و با آرايشش خودش را تابلو كرده است.

دبير ، دايي و رضازاده به موهايشان دست نزنند

فكر مي كنم بعضي از مدل ها را نبايد تغيير داد. بعضي از چهره‌ها براي مردم خاطره انگيز شده اند. مثلا علي دبير و هادي ساعي نبايد هيچ وقت مدل موهاي شان را تغيير دهند چون اين ظاهر آنها براي مردم خاطره انگيز است.مردم آن ظاهر اين ها را دوست دارند. مثلا مردم با ديدن چتري هاي دبير به ياد زحمت هايش روي تشك مي افتند . اين تيپ ظاهري او و همان موهايش كمك مي كند كه مردم خيلي راحت تر با آن شخصيت دوست داشتني اش ارتباط برقرار كنند. من فكر مي كنم اين يك اشتباه بزرگ است كه بخواهيم چهره اش را خراب كنيم. هادي ، علي يا حسين رضازاده با آن مدل موهاي هميشگي شان ، مردم را ياد زحمت‌هاي شان مي اندازند و نبايد اين چهره‌ها را بي دليل تغيير بدهيم.

بايد شخصيت آدم‌ها را بدانم

يك فوتباليست يا يك هنرپيشه وقتي چهره مي شود بايد با توجه به شرايط جديد زندگي اش ، تغيير چهره هم بدهد. اگر يك چهره را براي اولين بار ببينم، خواهش مي كنم كه چند روز بعد بيايد تا بتوانم درباره شخصيت‌اش از مردم بپرسم و در روزنامه ها درباره شان مي خوانم . وقتي هم كه خودشان مي آيند، يكي دو ساعتي با آنها هم كلام مي شوم تا نسبت به شخصيت‌شان ، شناخت پيدا كنم. بعد از اين است كه آرام آرام كارم را شروع كنم اما از اين مرحله به بعد ، ديگر سعي مي كنم تعارف را كنار بگذارم و آن چيزي را كه خودم فكر مي‌كنم درست است انجام بدهم. خوشبختانه فكر مي كنم تا به حال هم موفق بوده ام!

مشتري اولم، آقاي محسن رضايي

اولين مشتري سرشناسم را خوب به خاطر مي‌آورم؛ آقاي محسن رضايي كه آن موقع‌ها فرمانده سپاه بود. در دوره سربازي من در قسمت آرايشگاه پادگان مان بودم. آنجا ده نفر بوديم كه آرايشگري مي كرديم. آن روز يك روز بزرگ براي من بود. آنجا آرايشگران زيادي در ستاد كل سپاه بودند ولي من با كمترين دوره خدمت به قدري كارم را خوب انجام دادم كه موهاي مهمترين چهره هاي ستاد مشترك سپاه را من اصلاح مي‌كردم. وقتي قرار شد كه موهاي آقاي رضايي را اصلاح كنم، اصلا اين طور نبود كه هيچ كس ديگري نباشد و از سر ناچاري مرا ببرند براي انجام اين كار. من به‌قدري خوب كار كرده بودم كه در آن جمع ، مرا بر اي اين كار انتخاب كردند. موهاي فرمانده سپاه را زدن بايد كار ويژه اي باشد . چون اين كار يك فرم ثابت دارد. اين مو را خوب اصلاح كردن و ذوق داشتن خيلي سخت است! عصر يك روز پاييزي بود. من به خانه ايشان رفته بودم و براي اينكه خانه كثيف نشود ، آقاي رضايي از من پرسيد اشكالي ندارد كه اين كار را در حياط انجام بدهيم و من هم پذيرفتم. نور كم بود و من نمي توانستم اندازه مو را در شرايط عادي تشخيص بدهم و مجبور بودم كه اندازه مو را از برق قيچي ام تشخيص بدهم. اگر الان شرايطي بود كه آن كار را برايت تكرار مي كردم از كارم لذت مي بردي. البته من بارها در اين شرايط و شرايط سخت تر هم كار كرده ام. من اصلا نترسيدم. آنجا به آرزويم رسيده بودم وبدون استرس داشتم ذوق مي كردم و مي دانستم در كاري كه قرار است انجام بدهم ، موفق مي شوم. من از آن اتفاق خوشحالم كه امروز را برايم ايجاد كرده.

موهاي من بهترين موهاي دنياست

موهاي من ويو است و قابليت فر شدن و صاف بودن را دارد. فكر مي‌كنم خداوند اين موها را سفارشي به من هديه داده است كه تاثير زيادي را در موفقيتم دارد. يعني من با مدل تك موهايم مي‌توانم روي دوستاني كه مي‌خواهند مرا براي آرايش موهاي‌شان انتخاب كنند اثر بگذارم. فكر كنم مدل آرايش موهايم هم منحصر به فرد است و بايد كمتر كسي را با اين مدل مو به ياد داشته باشيد. من حتي با همين آرايش مو در فيلم غيرمنتظره هم بازي كرده ام. آرايش موهاي من يكي از آسان ترين كارهاي دنياست. خودم هم به راحتي مي توانم اين كار را انجام بدهم ولي هميشه سعي مي كنم به احترام دوستان آرايشگرم ، اين كار را به آنها بسپارم.

پيام صالحي: اگر حميد وقت داشته باشد...

 حميد بچه با استعداد و با ذوقي است و در كارش هم هيچ كسي به خوبي او نيست. فكر مي كنم اگر خسته نباشد و با آرامش فكري بخواهد روي موي كسي كار كند ، هيچ كس به خوبي او نمي تواند مدل هاي موي فوق العاده را با توجه به شرايط ظاهري مشتري و شخصيت او درست كند . من و حميد يك وجه اشتراك داريم كه باعث مي شود خيلي حرف براي گفتن به هم داشته باشيم . آن هم علاقه ويژه هر دوي ما به عكاسي است. مدام داريم با هم از عكس هايي كه مي گيريم ؛ حرف مي زنيم.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 21:58  توسط نویج   | 

40 شایعه عجیب در دنیای هنر!

)      حضور هدیه تهرانی در شبکه «صبا» به عنوان مجری

2)      فوت ناصر عبداللهی بر اثر مصرف مواد مخدر

3)     
ازدواج بهنوش بختیاری با یک خواننده پاپ

4)      ممنوع الفعالیت شدن محمدرضا فروتن به دلیل درگیری پشت صحنه

5)      کشته شدن متهم ردیف اول پخش فیلم منسوب به بازیگر سریال نرگس

6)     
سفر یانگوم به ایران

7)      ارتباط فامیلی فرزاد حسنی با یکی از چهره‌های مشهور نظام

8)      کاندیداتوری نیکی کریمی در انتخابات مجلس

9)      ازدواج پوریا پورسرخ با یک بازیگر سینما

10)   ضرب و شتم فرزاد حسنی پس از گفتگو با سردار رادان

11)   رفع توقیف سنتوری به کارگردانی مهرجویی

12)   توقیف تئاتر «افرا» به کارگردانی بهرام بیضایی

13)   درگیری رضا کیانیان و پرویز پرستویی

14)   دخالت برخی نهادها در انتشار غیرمجاز CD فیلم‌های در حال اکران

15)   قراردادهای نجومی بازیگران فیلم «اخراجی‌ها»

16)   سفر آمیتا باچان به ایران

17)   کنسرت کریسدی برگ در تهران

18)   بازگشت شادمهر عقیلی به ایران

19)   پخش فیلم‌های خصوصی بازیگران مختلف

20)   درگیری رضا رشیدپور و احمدرضا درویش پس از «شب شیشه‌ای»

21)   آلبوم محسن چاوشی مجوز گرفت

22)   مرگ نامزد رضا صادقی در تصادف رانندگی

23)   ازدواج محمدرضا گلزار با یک سوپر استار سینما

24)   انتشار کاست موسیقی رضا شفیعی‌جم

25)   مرگ مهدی فخیم‌زاده

26)   حضور سوپر استارهای هالیوود در فیلم‌های ایرانی

27)   پناهندگی سیدمحمد حسینی به یک کشور خارجی

28)  
توقیف فیلم سنتوری به دلیل استفاده محسن چاوشی

29)   توقیف سریال «ساعت شنی»

30)   ممنوع الفعالیت شدن بهرام رادان به دلیل بی‌احترامی به سیمرغ جشنواره

31)   مرگ فریدون آسرایی

32)   خودکشی مهران غفوریان

33)   حضور برخی هنرمندان در مهمانی سفارت انگلیس

34)   درگیری هانیه توسلی با پوریا پورسرخ

35)   پخش کلیپ خوانندگان از شبکه‌های ماهواره‌ای بدون اطلاع آنها!

36)   انتشار یک فیلم خصوصی از علی دایی

37)   مهاجرت محسن نامجو از ایران

سه شایعه دیگر را شما اضافه کنید
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 11:9  توسط نویج   | 

فهرست 70 زوج هنری ایران

پژمان بازغی (بازیگر) ---- مستانه مهاجر (تدوینگر)

رخشان بنی‌اعتماد (کارگردان) ---- جهانگیر کوثری (تهیه‌کننده، مجری)

کمند امیرسلیمانی (بازیگر) ---- ورقا عامری (عکاس)

تهمینه میلانی (کارگردان) ---- محمد نیک‌بین (تهیه‌کننده)

لادن طباطبایی (بازیگر) ---- سعید تهرانی‌ (بازیگر، تهیه‌کننده)

مهناز افضلی (بازیگر) ---- حسن پورشیرازی (بازیگر)

حمید سمندریان (کارگردان) ---- هما روستا (بازیگر)

بهزاد فراهانی (بازیگر)---- فهمیه رحیم‌نیا (نویسنده)

افسر اسدی (بازیگر) ---- اصغر همت (بازیگر)

محمد رحمانیان (کارگردان) ---- مهتاب نصیرپور (بازیگر)

امین تارخ (بازیگر) ---- منصوره شادمنش (نویسنده)

مینا جعفرزاده (بازیگر)---- بهمن زرین‌پور (کارگردان)

جمشید آهنگرانی (نویسنده)---- منیژه حکمت (کارگردان)

حسن جوهرچی (بازیگر) ---- مهناز بیات (منشی صحنه)

لادن مستوفی (بازیگر ) ---- شهرام اسدی (کارگردان)

الهام چرخنده (بازیگر) ---- فرشید نوابی (بازیگر)

شاهرخ فروتنیان‌‌ (بازیگر) ---- افسانه چهره‌آزاد (بازیگر)

آتیلا پسیانی (بازیگر) ---- فاطمه نقوی (بازیگر)

کامبوزیا پرتویی (کارگردان) ---- فرشته صدرعرفانی (بازیگر)

مائده طهماسبی (بازیگر) ---- فرهاد آئیش (بازیگر)

داریوش مهرجویی(کارگردان) ---- وحیده محمدی‌فر (فیلمنامه نویس و منشی صحنه)

نادر مقدس (کارگردان) ---- افسانه منادی (کارگردان)

علیرضا امینی (کارگردان) ---- فرناز جمشیدی مقدم (منشی صحنه)

محمود پاک نیت (بازیگر) ---- مهوش صبرکن (بازیگر)

محمدرضا شریفی‌نیا (بازیگر) ---- آزیتا حاجیان (بازیگر)

هومن حاجی عبدالهی (مجری، بازیگر) ---- سلیمه قطبی (بازیگر رادیو)

محسن قاضی‌مرادی (بازیگر) ---- مهوش وقاری (بازیگر)

داود رشیدی (بازیگر) ---- احترام برومند (مجری، بازیگر)

بهروز افخمی (کارگردان) ---- مرجان شیرمحمدی (بازیگر، نویسنده)

بهاره رهنما (بازیگر) ---- پیمان قاسم‌خانی (فیلمنامه‌نویس)

شهرام شکیبا (مجری، شاعر) ---- مهسا ملک مرزبان (مجری)

مهرداد شکرآبی (بازیگر) ---- عاطفه رضوی (بازیگر)

احمد حامد (تهیه‌کننده) ---- فاطمه معتمدآریا (بازیگر)

ابوالفضل جلیلی (بازیگر) ---- مریم اشرفی (عکاس)

کتایون ریاحی (بازیگر) ---- فرشید رحیمیان (مدیرتولید)

محمدرضا فروتن (بازیگر)---- سحر ابراهیمی (فیلمبردار پشت صحنه)

سارا خوئینی‌ها (بازیگر ) – سابق – یوسف مرادیان (بازیگر)

محسن مخملباف (کارگردان) ---- مرضیه مشکینی (طراح صحنه، کارگردان)

شقایق دهقان (بازیگر) ---- محراب قاسم‌خانی (طراح صحنه، نویسنده)

فریال بهزاد (کارگردان)---- رضا آزادی (فیلمبردار)

علی دهکردی (بازیگر) –-- آفرین چیت ساز (طراح لباس)

محمد اصفهانی (خواننده) ---- لیدا جوادی (بازیگر)

رویا تیموریان (بازیگر) ---- مسعود رایگان (بازیگر)

اصغر فرهاد (کارگردان) ---- پریسا بخت‌آور (کارگردان)

زیبا بروفه (بازیگر) ---- پیام صابری (گریمور)

لیلا حاتمی (بازیگر) ---- علی مصفا (بازیگر)

گلاب آدینه (بازیگر) ---- مهدی هاشمی (بازیگر)

داریوش فرهنگ (بازیگر) – سابق – سوسن تسلیمی (بازیگر)

سیما تیرانداز (بازیگر) ---- مجید جوزانی (تهیه کننده)

لیلی رشیدی (بازیگر) – سابق – نیما بانکی (بازیگر)

امین حیایی (بازیگر) ---- نیلوفر خوش خلق (بازیگر)

ابوالفضل پور عرب (بازیگر) – سابق – آناهیتا نعمتی (بازیگر)

حسین عرفانی (دوبلر) --- شهلا ناظریان‌ (دوبلر)

کوروش تهامی (بازیگر) – سابق – شبنم طلوعی (بازیگر)

گوهر خیراندیش (بازیگر) ----- مرحوم جمشید اسماعیل خانی (بازیگر)

سحر ولدبیگی (بازیگر) ---- نیما فلاح (بازیگر)

فریبرز عرب‌نیا (بازیگر) – سابق – عسل بدیعی (بازیگر)

افسانه بایگان (بازیگر) ---- مرتضی شایسته (تهیه‌کننده)

فرزانه کابلی (بازیگر) ---- هادی مرزبان (کارگردان)

امیر جعفری (بازیگر) ---- ریما رامین‌فر (فیلمنامه نویس)

خسرو شکیبایی (بازیگر) – سابق – تانیا جوهری (بازیگر)

رضا رشیدپور (مجری) ---- نغمه مهرپاک (مجری)

مهتاب کرامتی (بازیگر‌) – سابق – بابک ریاحی‌پور (گیتاریست)

حمیرا ریاضی (بازیگر) ---- علی اوسیوند (بازیگر)

گلشیفته فراهانی‌ (بازیگر) ---- امین مهدوی (عکاس)

هدیه تهرانی (بازیگر) – سابق – هومن به‌منش (دستیار فیلمبردار)

یغما گلروئی (ترانه‌سرا) ---- آزاده خواجه نصیر  (نقاش)

کاوه یغمایی (خواننده) ---- نیلوفر فرزند شاد (پیانیست)

مسعود کیمیایی (کارگردان) – سابق – فائقه آتشین (خواننده)

جمشید مشایخی (بازیگر) ---- گیتی رئوفی (آشنا به هنر موسیقی)

امید زندگانی‌ (بازیگر) – سابق – مینا لاکانی (بازیگر)

بهرام بیضایی (کارگردان) ---- مژده شمسایی (بازیگر)

علیرضا کنگرلو (مجری) ---- راحله امینیان (مجری)

علیرضا عصار (خواننده) ---- نسترن پاکباز (عکاس)

بهروز بقائی (بازیگر) – سابق – پرستو گلستانی (بازیگر)

ضمن آرزوی سعادت و خوشبختی برای تمامی زوج‌های جامعه هنری ایران امیدواریم از خواندن این فهرست به اندازه‌ی کافی سرگرم شده باشید!

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 20:58  توسط نویج   | 

مشهورترین چهره های ایران سوار چه ماشینی می شوند؟!

- محمدرضا گلزار --- BMW

2- محمدرضا شریفی نیا --- زانتیا و سیناد

3- تهمینه میلانی --– پرادو

4- مسعود ده نمکی --– پژو 206

5- پرویز پرستویی –-- پرشیا

6- بهرام رادان --– لندکروزر

7- پوریا پورسرخ --– پاترول

8- علی لهراسبی --– پرادو

9- کامبیز دیرباز –-- کوراندو

10- محمد اصفهانی --– تویوتا کمری و سوناتا و پژو 405

11- سید جواد هاشمی --– آزرا

12- فیروز کریمی –-- آزرا

13- امین حیایی –-- رنج رور

14- نفیسه روشن –-- رنو PK

15- حسین رضازاده –-- ماکسیما

16-رضا رشیدپور --– تویوتا کمری

17- محمدرضا فروتن --– پژو 206

18- نیکی کریمی –-- پاترول

19- شهاب حسینی --– ریو

20- محمود شهریاری --– ماکیسما و ماتیز

21- طناز طباطبایی --– اپل کورسا

22- امین تارخ --– پرادو

23- مهدی سلوکی –-- پرشیا

24- حمید گودرزی --– سانتافه

25- حسن پورشیرازی –-- مگان

26- حامد کمیلی –-- پاترول

27- حمیدرضا پگاه –-- پژو 206

28- حسین رفیعی –-- رونیز

29- رضا صادقی --- پژو 206

30- سعید راد --- کوراندو

31- زیبا بروفه --- پژو 206

32- حسن جوهرچی --- پژو 206

34- علی نصیریان --– ورنا

35- پانته آ بهرام --- پراید

36- مریلا زارعی --- سمند

37- رضا کیانیان --- پاترول

38- کاوه سماک باشی --- پرشیا

39- امیر نوری --- پرشیا

40- ابوالفضل پورعرب --- پرشیا

41- امیر تاجیک --- زانتیا

42- جواد رضویان --- سوزوکی و پژو 206

43- رامتین خداپناهی --- پژو 206

44- امیر جعفری --- پرادو

45- مجتبی کبیری --- پرشیا

46- علیرضا دبیر --- پژو 206

47- علی دایی --- بنز و پرادو

48- نیوشا ضیغمی --- پژو 206

49- باران کوثری --- سمند

50- احسان خواجه امیری --- مزدا 323

51- شاهین آرین --– سوناتا

52- اشکان خطیبی --- پژو 206

53- حمید لولایی --- دوو سی یلو

54- مهران مدیری --- پرادو

55- حمید عسگری --- GEN2

56- بروز ارجمند --- مزدا 323

57- مسعود روشن پژوه --- پرادو

58- حسام الدین سراج --- پژو 206

59- بهروز افخمی --– پژو 405

60- احمدرضادرویش --- پژو 405

61- محمد سلوکی --- پژو 405

62- احسان علیخانی --- پژو 405

63- مسعود کیمیایی --- پاترول

64- مجید اخشابی --- پرشیا

65- قاسم اقشار --- ماکسیما

66- جمشید مشایخی --- پژو 405

67- رضا عطاران --- پژو 206

68- مجید صالحی –-- پرشیا

69- محمد نصرتی --– ماکسیما

70- ایرج نوذری –-- پژو 206

71- مریم کاویانی --- پژو 206

72- علیرضا نیکبخت واحدی --- BMW

73- نگار فروزنده --- دوو سی یلو

74- شیث رضایی --- بنز

75- سپند امیرسلیمانی --- پژو 206

76- عاطفه نوری --- ماتیز

77- مهسا کرامتی --- پراید

78- مهدی مقدم--- دوو سی یلو

79- عبدالرضا اکبری --- پژو 206

80- علیرضا خمسه --- مزدا 323

81- عادل فردوسی پور --- زانتیا

82- گلشیفته فراهانی --- پرادو

83- بهزاد فراهانی --- پژو 405

84- جهانگیر کوثری --- پرشیا

85- رخشان بنی اعتماد --- ماتیز

86- مهتاب کرامتی --- پژو 206

87- اکبر عبدی --- گل

88- سیروس مقدم --- پژو 206

89- حسین یاری --- تویوتا کمری

90- خسرو شکیبایی --- پژو 206

91- آرام جعفری --- پژو 206

92- یکتا ناصر --- پژو 206

93- حسام نواب صفوی --- مگان

94- مهدی امینی خواه --- پژو 206

95- فرزانه کابلی --- پژو 206

96- لیلا اوتادی --- دوو سی یلو

97- حمید ماهی صفت --- اپل کورسا

98- فرزاد حسنی --- ماشین ندارد

99- افشین قطبی --- سوزوکی

100- ناصر حجازی --- سوزوکی

101- علی پروین --- ماکسیما

102- امیر قلعه نوعی --- بنز و پژو 405

در پایان مجدداً از انتشار این گزارش بی محتوا پوزش می طلبیم!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 20:56  توسط نویج   | 

يك دختر در حمام
ساعت ? بعد از ظهر
1ـ لباساشو رو درمياره? رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذاره
2ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه? جلوي آيينه مي ايسته? شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو? ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش
3ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت?مو? بدن? كف پا و ... رو بيرون مياره و مي چينه رو لبه وان
4ـ موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده? پرپشت كننده? براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده
5ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره
6ـ نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا ?? ميشماره
7ـ سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه
8ـ خمير ريش داداشي رو كش ميره و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي. آي
9ـ موهاش رو حسابي مي چلونه? حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده? احساس خوشگلي مي كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته
10ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده
11ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي زائد بي تربيت
12ـ حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه
13- چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه
14ـ 90 دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه

يك پسر در حمام
1ـ همون طور كه رو تخت نشسته ? لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق
2ـ نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم
3ـ مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چپ? فيگور راست? نيم ساعت قربون صدقه خودش ميره? (اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لاي لاي لالاي لاي)مامان 4ونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه
4ـ زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز? آبي? بنفش
5ـ در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره
6ـ با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه. يه عالمه مو مي چسبه به صابون
7ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره
8ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا
9ـ دو دقيقه بعد دوباره ميزنه زير خنده? آخه اين دفعه بوش رسيده به دماغش
10ـ چاه حموم رو هدف گيري ميكنه و ميشاشه توش
11ـ از زير دوش مياد بيرون و يكهو مي بينه يادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خيس شده.( بيخيال...مامان خشك ميكنه
12ـ حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاق
13ـ حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و ? دقيقه اي لباس مي پوشه
ساعت5 بعد از ظهر

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 22:56  توسط نویج   | 

www.navijmigmig.blogfa.com

www.navijmigmig.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 9:26  توسط نویج   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 0:50  توسط نویج   | 

mi118.com
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 0:48  توسط نویج   | 

یکی بود یکی نبود

جز خدای مهربون هیچکی نبود

اون قدیمای قدیم اون دور دور

تو مدینه شهر نور

خونه ی کوچیکی بود

که دل بزرگی داشت

پدر خونه علی شیر خدا

مادر خونه کی بود؟

بهترین مادرا

حضرت فاطمه ی زهرا بود

روز و شب از آسمون

دسته ی فرشته های مهربون

پر می زدند

با سلام و صلوات

می رسیدند و به اهل این خونه سر می زدند

روز و شب

توی باغ سبز خونه می شکفت

عطر خوشبوی گل یاد خدا

ولی افسوس یه روز

غم اومد روی در خونه نشست

دل زهرارو شکست!...
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 0:30  توسط نویج   |